سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
38
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
عهده او نيست امّا وجوب قضاء به جهت اخبارى است كه در اين مقام وارد شده . و دليل بر عدم وجوب كفّاره اين است كه بملاحظه وجود استصحاب تناول جايز و غير حرام است پس چون معصيتى مرتكب نشده دليلى بر كفاره نداريم بلكه اگر روايت و نصّى هم نمىداشتيم وجوب قضاء را منكر مىشديم بدليل اذنى كه از شارع مقدّس در افطار رسيده . سپس مىفرماين : قائلين بعدم قضاء در صورت اخير وقتى قضاء را لازم ندانند بطريق اولى كفّاره را نيز واجب نمىدانند و در اين مسئله از اصحاب و فقهاء عبارات متشتّت و مضطربى صادر شده كه هيچكدام وافى به افاده واقع نبوده و تمامى از تحقيق اين مسئله قاصر مىباشند و شاهد بر اين مدّعى تأمّل و تعمّق در آنها است . ولى ناگفته نماند كه عبارت مرحوم مصنّف در اين كتاب اگر نسبت به نفى كفّاره مطلق نمىبود و در آن بين مستصحب اللّيل و النّهار تفصيل و فرق مىگذاشت از بهترين عبارات در اين مسئله تلقى مىشد . مؤلف گويد : از اخبار و احاديثى كه قضاء را در صورت اوّل ( مستصحب اللّيل ) لازم نموده خبرى است كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 7 ص 81 به اين شرح نقل نموده : محمّد بن الحسن باسنادش ، از حسين بن سعيد ، از محمّد بن ابى عمير ، از حمّاد ، از حلبى ، از ابى عبد اللّه عليه السلام انّه سئل عن رجل تسحر ثمّ خرج من بيته و قد طلع الفجر و تبين ؟